تور مسافرتی
درمان هموروئيد
مشخصات خودروهای ایرانی و خارجی
تبلیغات متنی
گالری عکس
خرید بلبط هواپیما

داستان چشم گذاشتن نیوتن

مجموعه : داستان جالب
داستان چشم گذاشتن نیوتن

داستان چشم گذاشتن نیوتن

روزی همه دانشمندان مردند و وارد بهشت شدند آنها تصمیم گرفتند تا قایم باشک بازی کنند.

 

انیشتین اولین نفری بود که باید چشم می گذاشت. او باید تا 100 میشمرد و سپس شروع به جستجو میکرد.

 

همه پنهان شدند الا نیوتون …

 

نیوتون فقط یک مربع به طول یک متر کشید و درون آن ایستاد، دقیقا در مقابل انیشتین.

 

انیشتین شمرد 97, 98, 99..100…

 

او چشماشو باز کرد ودید که نیوتون در مقابل چشماش ایستاده.

 

انیشتین فریاد زد نیوتون بیرون( سک سک)

 

نیوتون بیرون( سک سک)

نیوتون با خونسردی تکذیب کرد و گفت من بیرون نیستم. او ادعا کرد که اصلا من نیوتون نیستم !!!

 

… تمام دانشمندان از مخفیگاهشون بیرون اومدن تا ببینن اون چطور میخواد ثابت کنه که نیوتون نیست …

 

. . . . . . . . . . نیوتون ادامه داد که من در یک مربع به مساحت یک متر مربع ایستاده ام …

 

که من رو،نیوتون بر متر مربع میکنه ………

 

و از آنجایی که نیوتون بر متر مربع برابر “یک پاسکال” می باشد

 

بنابراین من “پاسکالم” پس پاسکال باید بیرون بره (پاسکال سک سک) !!!