مجتمع فنی تهران

قاصدک 24

فروش خودرو

درمان هموروئيد
مشخصات خودروهای ایرانی و خارجی

مطالب پیشنهادی

انواع مدل های خاص مو و شینیون های شیک مجلسی انواع مدل های خاص مو و شینیون های شیک مجلسی انواع میوه هایی که اندام را چاق میکند انواع میوه هایی که اندام را چاق میکند با نوشیدن دمنوش پوست جوان به خودتان هدیه دهید ! با نوشیدن دمنوش پوست جوان به خودتان هدیه دهید ! زندگی مردم کرمانشاه بعد از زلزله (+تصاویر) زندگی مردم کرمانشاه بعد از زلزله (+تصاویر) صدور گواهینامه بدون کارت پایان خدمت صدور گواهینامه بدون کارت پایان خدمت تعداد بسیار زیادی از سارقان زلزله کرمانشاه بازداشت شدند تعداد بسیار زیادی از سارقان زلزله کرمانشاه بازداشت شدند تاثیر گذاری قابل توجه زلزله بر استرس روانی تاثیر گذاری قابل توجه زلزله بر استرس روانی برکناری 3 نفر از کارکنان کاخ سفید بدلیل ارتباط نامشروع برکناری 3 نفر از کارکنان کاخ سفید بدلیل ارتباط نامشروع تصویر شمشیر پیامبر اسلام (ص) تصویر شمشیر پیامبر اسلام (ص) آیا با وجود خالکوبی میتوان وضو گرفت ؟ آیا با وجود خالکوبی میتوان وضو گرفت ؟ کانکس نشینی در پایتخت آسیب اجتماعی جدید کانکس نشینی در پایتخت آسیب اجتماعی جدید جشن تولد کودک زلزله زده توسط هلال احمر در کرمانشاه (+عکس) جشن تولد کودک زلزله زده توسط هلال احمر در کرمانشاه (+عکس) تصاویری از سیل سهمگین و ویرانگر در جده عربستان تصاویری از سیل سهمگین و ویرانگر در جده عربستان چگونه موهایمان را پر پشت نشان دهیم ؟ چگونه موهایمان را پر پشت نشان دهیم ؟ 5 ایده برای محکم شدن روابط زندگی پس از ازدواج 5 ایده برای محکم شدن روابط زندگی پس از ازدواج بعد از پایان داعش چه فاجعه هایی در راه است ؟ بعد از پایان داعش چه فاجعه هایی در راه است ؟ آیا روز هشتم ربیع‌ الاول تعطیل است ؟ آیا روز هشتم ربیع‌ الاول تعطیل است ؟ تجاوز و کشتن سه زن توسط راننده کامیون تجاوز و کشتن سه زن توسط راننده کامیون دختر جذابی که پرده بکارت خود را به مزایده گذاشت (+عکس) دختر جذابی که پرده بکارت خود را به مزایده گذاشت (+عکس) تصاویر داغ جنیفر لارنس بدون آرایش در خیابان تصاویر داغ جنیفر لارنس بدون آرایش در خیابان
گالری عکس

فروش خودرو

زیبایی بهروز

جذابیت

ضرب المثل سایه تان از سر ما کم نشود

مجموعه : ضرب المثل ها
تاریخ انتشار : 10 ژانویه 2015
ضرب المثل سایه تان از سر ما کم نشود

درعبارت بالا معنی مجازی و استعاره ای سایه همان محبت و مرحمت و تلطف و توجه مخصوصی است که مقام بالاتر و مؤثرتر نسبت به کهتران و زیردستان مبذول می دارد . این عبارت بر اثر لطف سخن نه تنها به صورت امثله سائره درآمده بلکه دامنه آن به تعارفات روزمره نیز گسترش پیدا کرده ؛ در عصر حاضر هنگام احوالپرسی یا جدایی و خداحافظی از یکدیگر آن را مورد استفاده و اصطلاح قرار می دهند .

 

قبلاً گمان نمی رفت که این عبارت ریشه تاریخی داشته باشد ، ولی از آنجا که کمتر اصطلاحی بدون مأخذ و مستند تاریخی است ، ریشه تاریخی ضرب المثل مزبور نیز به دست آمد .

 

دیوژن یا دیوجانس از فلاسفه مشهور یونان است که در قرن ششم قبل از میلاد مسیح می زیست و محل سکونتش در منطقه ای به نام ” کرانه ” واقع در یکی از حومه های ” کورنت ” بوده است .

دیوژن پیرو فلسفه کلبی بود و چون کلبی ها معتقد بودند که :

 

« غایت وجود در فضیلت و فضیلت در ترک تمتعات جسمانی و روحانی است . » به همین جهت دیوژن از دنیا و علایق دنیوی اعراض داشت و ثروت و رسوم و آداب اجتماعی را از آن جهت که تماماً اعتباری است به یک سو نهاده بود .

 

یعقوبی در مورد علت تسمیه کلب یا کلبی عقیده دیگری ابراز می کند : « پس به او گفتند چرا کلب نامیده شدی ؟ گفت برای آنکه من بر بدان فریاد می زنم و برای نیاکان تملق و فروتنی دارم و در بازارها جای می گزینم . »

 

به عبارت اخری کلبیون هیچ لذتی را بهتر از ترک لذات و نعمت های مادی و طبیعی نمی دانستند .

 

دیوژن با سر و پای برهنه و موی ژولیده در انظار ظاهر می شد و در رواق معبد می خوابید . غالب ساعات روز را دور از قیل و قال شهر و در زیر آسمان کبود آفتاب می گرفت و در آن سکوت و سکون به تفکر و تعمق می پرداخت . لباسش یک ردا و مأوایش یک خمره ( خم ) بود . فقط یک کاسه چوبین برای آشامیدن آب داشت ، که چون یک روز طفلی را دید که دو دستش را پر از آب کرده آن را آشامید ، در همان زمان کاسه چوبین را به دور انداخت و گفت : « این هم زیادی است ، می توان مانند این بچه آب خورد . »

 

بی اعتنایی او به مردم دنیا تا به حدی بود که در روز روشن فانوس به دست می گرفت و به جستجوی انسان می پرداخت . چنان که گویند : روزی بر بلندی ایستاده بود و به آواز می گفت : ای مردمان ! خلقی انبوه بنابر اعتقاد درباره او جمع آمدند . گفت : « من مردمان را خواندم ، نه شما را ! »

 

بی اعتنایی به مردم و بی ملاحظه سخن گفتن ، موجب شد که دیوژن را از شهر تبعید کردند . از آن به بعد آغوش طبیعت را بر مصاحبت مردم ترجیح داد و خم نشین شد . در همین دوران تبعیدی بود که کسی به طعن و تمسخر گفت : « دیوژن ؛ دیدی همشهریان ترا از شهر بیرون کردند ؟ » جواب داد : « نه ، چنین است . من آنها را در شهر گذاشتم » .

 

دیوژن همیشه با زبان طعن و شماتت با مردم برخورد می کرد ، « به قدری به مردم طعنه زده و گوشه و کنایه گفته که امروزه در اصطلاح فرنگیان دیوژنیسم به جای نیشغولی زدن مصطلح است . »

 

میرخواند از دیوژن چنین نقل می کند : « چون اسکندر را فتح شهری که مولد دیوجانس بود میسر شد به زیارت او رفت . حکیم را حقیر یافت ، پای بر وی زد و گفت : « برخیز که شهر تو در دست من مفتوح شد . » جواب داد که : « فتح امصار عادت شهریاران است و لگد زدن کار خران . »

 

به روایت دیگر : زمانی که اسکندر مقدونی در کورنت بود ، شهرت وارستگی دیوژن را شنید و با شکوه و دبدبه سلطنتی به ملاقاتش رفت .

 

دیوژن که در آن موقع دراز کشیده بود و در مقابل تابش اشعه خورشید خود را گرم می کرد ، اعتنایی به اسکندر ننموده از جایش تکان نخورده است . اسکندر برآشفت و گفت : « مگر مرا نشناختی که احترام لازم به جای نیاوری ؟ » دیوژن با خونسردی جواب داد : « شناختم ، ولی از آنجا که بنده ای از بندگان من هستی ادای احترام را ضرور ندانستم . »

 

اسکندر توضیح بیشتر خواست . دیوژن گفت : « تو بنده حرص و آز و خشم و شهوت هستی ؛ در حالی که من این خواهش های نفس را بنده و مطیع خود ساختم . »

 

به قولی دیگر در جواب اسکندر گفت : « تو هر که باشی مقام و منزلت مرا نداری ، مگر جز این است که تو پادشاه و حاکم مطلق العنان یونان و مقدونیه هستی ؟ »

 

اسکندر تصدیق کرد ! دیوژن گفت : « بالاتر از مقام تو چیست ؟ »

اسکندر جواب داد : ” هیچ ” . دیوژن بلافاصله گفت : « من همان هیچ هستم و بنابراین از تو بالاتر و والاترم ! »

اسکندر سر به زیر افکند و پس از لختی تفکر گفت : « دیوژن ، از من چیزی بخواه و بدان که هر چه بخواهی می دهم . »

آن فیلسوف وارسته از جهان و جهانیان ، به اسکندر که در آن موقع بین او و آفتاب حایل شده بود ، گوشه چشمی انداخت و گفت : « سایه ات را از سرم کم کن . » به روایت دیگر گفت : « می خواهم سایه خود را از سرم کم کنی . »

 

این جمله به قدری در مغز و استخوان اسکندر اثر کرد که بی اختیار فریاد زد : « اگر اسکندر نبودم ، می خواستم دیوژن باشم . »

 

باری ، عبارت بالا از آن تاریخ بصورت ضرب المثل درآمد ، با این تفاوت که دیوژن می خواست سایه مردم ، حتی اسکندر مقدونی از سرش کم شود ، ولی مردم روزگار علی الاکثر به این گونه سایه ها محتاج اند و کمال مطلوبشان این است که در زیر سایه ارباب قدرت و ثروت به سر برند .

 

او مردی بود که در طول زندگانی دراز خود ، هرگز گوهر آزادی و سبکباری را به جهانی نفروخت و پیش هیچ قدرتی سر فرود نیاورد . زر و زن و جاه در چشم او پست می نمود .

 

او پس از هشتاد سال عمر همان گونه که آزاد به دنیا آمده بود ، آزاد و رها از قید و بند و عاری از هر گونه تعلق با خوشرویی دنیا را بدرود گفت .

 

 

 

تهیه و تنظیم : تفریح و سرگرمی تالاب

 

 

درمان ریزش مو

جدیدترین مطالب سایت

مطالب جالب و خواندنی

درمان ریزش مو