فوتبال
سفارش تبليغات اينترنتي
درمان هموروئيد
مشخصات خودروهای ایرانی و خارجی
تبلیغات متنی
گالری عکس
فوتبال

باز آمد بوی ماه مدرسه

باز آمد بوی ماه مدرسه

باز می بینم ز شوق بچه ها

 

باز آمد بوی ماه مدرسه
بوی بازی های راه مدرسه

بوی ماه مهر، ماهِ مهربان
نوِرِ خورشید پگاهِ مدرسه

از میان کوچه های خستگی
می گریزم در پناه مدرسه

باز می بینم ز شوق بچه ها
اشتیاقی در نگاهِ مدرسه

زنگ تفریح و هیاهوی نشاط
خنده های قاه قاه مدرسه

باز هم بوی باغ را خواهم شنید
از سرود صبحگاه مدرسه

روز اول لاله ای خواهم کشید
سرخ بر تخته سیاه مدرسه

باز آمد بوی ماه مدرسه
بوی بازی های راه مدرسه

باز آمد بوی ماه مدرسه

باز می بینم ز شوق بچه ها

 

پاییز با خود شور و نشاط می آورد و قاصدك های ماه مهر حامل این پیام وصف ناشدنی اند که مدرسه ها در آستانه بازگشایی دوباره هستند. مدرسه هایی که در گرمای تابستان خسته و خواب آلود، زیر نور خورشید دراز کشیده بودند؛

 

مدرسه هایی که سه ماه را تا آمدن روزی چون فردا (اول مهر و شروع سال تحصیلی) در انتظار نشسته اند؛ مدرسه هایی که حالا با لبخندهایی درخشان چشم به بازآمدن بچه ها از فراغت تابستانه دوخته اند؛ انگار مدرسه ها آرزویشان به سر آمده و وقت آن رسیده که دیگر از تنهایی درآیند و پر از سر و صدا و شادی شوند. مدرسه ها بخاطر ورود یک عالمه دوست به خود می بالند. یک عالمه دوست کوچک و بزرگ از فرزندان ساکنین مهرورز ایران زمین …

 

همین فرداست که پس از نزدیك به صد روز فاصله، اینك دلنشین ترین آهنگ زندگی (زنگ مدرسه) به فصل فاصله ها پایان می دهد و خاطره انگیزترین دوران زندگی، دوباره آغاز می شود. اینجاست که خواب تابستانی میز و نیمكت های چوبی شكسته می شود و در شلوغی دیدارِ هم شاگردی های سالِ قبل جان می گیرد، سكوت حیاط مدرسه در هیاهوی دانش آموزانِ خوشحال، می شكند. دوست های قدیمی، حلقه دوستی را بازتر می كنند و دوستان جدید را به جمع خود فرا می خوانند.

 

درختان آماده می شوند تا با شوق، برگهای رنگارنگشان را چون كاغذهای رنگی بر سر كودكانی كه مشتاقانه به مدرسه می روند بریزند و سارها بر شاخه های انبوه درختان صف كشیده اند، تا آوازهای گرمشان را بدرقه كنند. نسیم، نفس های معطرش را هر صبح بر گونه های سرخابی كودكانه شان می دمد تا خواب را در سایه های كوتاه دیوار جا بگذارند و مشتاقانه تا حیاط منتظر مدرسه بدوند.

 

دیوارهای آجرنمای مدرسه را سراسر شور و شوق پر كرده است. كلاسها با آغوش باز در آستانه درها ایستاده اند تا میهمانان خود را در آغوش بكشند.

 

واژه ها بر تخته های سیاه جان می گیرند و پروانه می شوند تا در نفس های هیجان زده كودكان پرواز كنند و فضای لرزان كلاس را گرم نمایند. چه شور و حالی دارد این روزهای آغاز مدرسه، روزهایی سراسر دلهره، شوق و اضطراب، روزهای مهر و مدرسه، روزهایی كه خیابانها سرخوش هیجان لبریز صداهای كودكانه جاری در پیاده روهایند.

باز آمد بوی ماه مدرسه 

باز می بینم ز شوق بچه ها

 

روزهایی كه “عشق” در هر سپیده دم، عاشقانه از پشت پنجره كلاس ها سرك می كشد تا با بالاآمدن آفتاب، تنش را در نفس های معطر كودكان شست وشو دهد. روزهایی كه آفتاب به شوق مدرسه رفتن هر صبح زودتر از آواز خروس ها بیدار می شود. روزهایی كه ماه، بالای سر دفترهای مشق بچه ها به خواب می رود.

 

دفترت را بازکن. بوی کاغذ، بوی سبزینه و طراوت درخت به مشام می رسد. آغاز خواندن است و شروعی برای نوشتن. در این آغاز، با نام او شروع کن و به نام زیبایی های او، عشق را صدا بزن. به نام او که شوق آموختن را به تو آموخت.

 

مهر است و آفتاب پاییزی دل را پر کرده است. خیابانی که به مدرسه می رسد، کوچه هایی که به مدرسه می رسد، چراغانی شده است، با آفتاب پاییزی. فرشته ها بال های زیبایشان را زیر پای بچه ها فرش کرده اند. راه مدرسه چقدر لطیف است.

 

 

انگار پا روی ابرها می گذاری، پا روی جاده ای که تو را به سوی نور می برد، نوری که در دل همه آدم های خوب دنیاست، نوری که دست ما را می گیرد و می برد به کوچه های آسمان، به سوی چشمه های زلال عشق، به سوی تمام خوبی ها.

باز آمد بوی ماه مدرسه 

باز می بینم ز شوق بچه ها

 

مدرسه، کتاب، کلاس، همکلاسی، … چه واژه های زیبایی. کتابت را باز کن. بوی گل بلند می شود، بوی باران، بوی تبسم دریا، بوی نسیم خنک. کتابت را بازکن. آفتاب پاییزی و صدای خنده ی بچه ها همه جا را پر کرده است. باز زنگ تفریح است. باز هم شادی این سو و آن سوی حیاط می دود. چه زیباست این لحظه ها. چه زیباست تفریح پس از خواندن و نوشتن. چه زیباست دست در دست هم کلاسی ها، تمام لحظه های مدرسه را نفس کشیدن …

 

معلم با آن لبخند دلنشین، کلمه ها را مهمان دل هایمان می سازد و تخته سیاه، خاطرات سبز درختان را برایمان تعریف می کند و پنجره ی کلاس، چشمانمان را با پرواز کبوتران حیاط مدرسه، آشنا می سازد.

 

معلم تمام آنچه را که از سوی پنجره است، برایمان می گوید. می گوید تا بتوانیم از پنجره ی آگاهی ببینیم آن سوی جهان را و آگاهانه دریابیم آن سوی زندگی را …

   باز آمد بوی ماه مدرسه

 باز می بینم ز شوق بچه ها

 

فردا اولین روز از فصل پاییز، ماه تحصیل، تلاش، مشق و مدرسه است. بوی مهر، بوی مهربانی، بوی لبخند، بوی درس و مدرسه و شوق كودكانه در راه مدرسه، بوی نمره های بیست، عالی، خوب و خیلی خوب، بوی دفتر حساب و مشق های ناتمام، بوی دوستی و محبت … روز طلوع آفتاب دانایی، روز شكفتن احساسات پاک، روز زمزمه و لبخند، روز آشنایی دانش آموزان با كتاب، معلم، درس و دنیای تازه است.

 

فردا روزیست که مهر با آهنگ معنادارش فضای لبریز از صمیمیت روستاهای دور دست تا گستره پر هیاهوی شهرها را نشاطی دیگر می بخشد. روزیست که دست مهربان شما پدران و مادران، دست های فرداساز و آینده پرداز این مرز و بوم را با زیباترین امید و آرزوها از جویبار زلال خانه به دریای مواّج مدرسه می سپارند.

 

صبح روز اوّل مهر، شروع سال تحصیلی، آغازی دیگر برای مهرورزی، آغاز سفر در مسیر دانستن و فهمیدن و روز آغاز دوستی ها و صمیمت های پاك بر شما دانش آموزان عزیز و ثمره های باغ زندگی مبارك باد.

 

مجردها کليک کنيد
خرید بلبط هواپیما
کتاب کسب و کار
پربیننده ترین مطالب
جدیدترین مطالب امروز
Xبستن تبليغ
فوتبال