فوتبال
سفارش تبليغات اينترنتي
درمان هموروئيد
مشخصات خودروهای ایرانی و خارجی
تبلیغات متنی
گالری عکس
فوتبال

درآمد باورنکردنی گدای مشهدی در یک روز

درآمد باورنکردنی گدای مشهدی در یک روز

حرف های جالب یک مرد نیازمند مشهدی در مورد گدایی و تصورات مردم

 

گدایی در هر جامعه ای وجود دارد و همیشه اخبار و شایعاتی از افرادی که به این کار مشغول هستند به گوش می رسد.

 

گدایی

به گزارش تالاب، تکدی گری و گدایی همیشه برای کمک به نیازمندان بوده است اما باید بدانیم که بسیاری از این افراد نیازمند نیستند. برخی از مردم تحت تاثیر شایعه پراکنی روزنامه ها و مجلات قرار می گیرند به طوری که تصور می کنند ما درآمد میلیاردی داریم به همین خاطر هم دست رد به سینه ما می زنند

 

و چنان نگاه می کنند که انگار قرار است همه ملک و املاک خودشان را به نام ما سند بزنند ولی حقیقت آن است که ما درآمد آن چنانی نداریم امشب هم به طور اتفاقی 750 هزار تومان کاسب شدم وگرنه…برخی از مردم تحت تاثیر شایعه پراکنی روزنامه ها و مجلات قرار می گیرند به طوری که تصور می کنند

 

ما درآمد میلیاردی داریم به همین خاطر هم دست رد به سینه ما می زنند و چنان نگاه می کنند که انگار قرار است همه ملک و املاک خودشان را به نام ما سند بزنند ولی حقیقت آن است که ما درآمد آن چنانی نداریم امشب هم به طور اتفاقی 750 هزار تومان کاسب شدم وگرنه…

 

این ها بخشی از اظهارات مرد 56 ساله ای است که به اتهام تکدی گری و ایجاد مزاحمت برای عابران توسط ماموران کلانتری شیرازی مشهد دستگیر شده بود.او که لباس های کهنه و فرسوده به تن داشت و تلاش می کرد خود را فردی بیمار و مفلوک جلوه دهد

 

با شرح سرگذشت خود به کارشناس اجتماعی کلانتری شیرازی مشهد گفت: سال های جوانی ام را در یکی از شهرهای استان خراسان رضوی گذراندم. پدرم به من و برادرم نصیحت می کرد که هیچ گاه از یکدیگر جدا نشویم و از هم حمایت کنیم.

 

این بود که پس از ازدواج کنار برادرم ماندم. آن روزها با پس اندازهایمان و ارثی که از پدرم رسیده بود یک شرکت خصوصی تاسیس کردیم و مشغول کار شدیم. اگرچه درآمد شرکت کفاف مخارج زندگی مان را می داد اما من آرام آرام به سوی مصرف موادمخدر کشیده شدم و دیگر کمتر در شرکت حاضر می شدم.

 

برادرم ابتدا سعی می کرد رفتارهای مرا تحمل کند اما من به پول بیشتری نیاز داشتم و او از دادن این پول ها به من خودداری می کرد.همین موضوع موجب یک سری مشاجرات و اختلافات خانوادگی بین ما شد وقتی دیدم با این شرایط نمی توانم زندگی کنم دست همسر و فرزندانم را گرفتم

 

و از 10 سال قبل به مشهد آمدم. این در حالی بود که به بیماری قلبی نیز مبتلا بودم و چون کاری در مشهد پیدا نکردم همه سرمایه و پس اندازم را خرج کردم.

 

اجاره نشینی و مخارج زیاد زندگی خیلی به من فشار آورده بود برای همین تصمیم گرفتم از کمک های مردمی استفاده کنم این بود که لباس هایم را عوض کردم و به مرکز شهر آمدم. مردم هم که وضعیت آشفته و بیماری مرا می دیدند مبالغی را به من کمک می کردند.

 

روزگارم بد نبود و با همین کمک ها خیلی زود خانه ای در اطراف گنبدسبز خریدم البته در فصل تابستان که مسافران زیادی به مشهد می آمدند سعی می کردم از افراد خارجی دلار بگیرم. اگرچه امسال نسبت به سال های گذشته این گونه کمک ها کمتر شده است ولی باز هم شبی بین 200 تا 300 هزار تومان کاسبی می کردم.

 

امشب هم به طور اتفاقی 750 هزار تومان گیرم آمده بود که توسط ماموران دستگیر شدم من به خاطر بیماری که دارم نمی توانم بیشتر کار کنم و مجبورم از ساعت 4 بعدازظهر تا 9 شب در خیابان ها و مراکز تجاری پرسه بزنم پس از آن هم به صرافی می روم و پول های خارجی را به ریال تبدیل می کنم

 

اگرچه کار سختی است اما دیگر به این کار عادت کرده ام!شایان ذکر است این مرد 56 ساله به همراه پول های مکشوفه به مقامات قضایی معرفی شد.

 

منبع : جام جم

مجردها کليک کنيد
خرید بلبط هواپیما
کتاب کسب و کار
پربیننده ترین مطالب
جدیدترین مطالب امروز
Xبستن تبليغ
فوتبال